
اینجا راهی برای دوباره خوب شدن
بادبادک ها بر فراز سن فرانسیسکو و کابل در پرواز هستند.دنیای کودک های افغان در آن بادبادک خلاصه شده است.دو کودک افغان به نام امیر و حسن که تمامی دوران کودکی خود را باهم گزرانده اند این بار باید از هم جدا شوند مانند بادبادک ها باید هر کدام به سمتی دیگر بروند. فیلم بادبادک باز یا The kite Runner که بر اساس نولی با همین نام به نویسندگی خالد حسین ساخته شده از کاندیدا ها و شاید برنده های اسکار بهترین فیلم خارجی امسال است.فیلم که با کارگردانی مارک فارستر جوان که هرگز به شخصه فیلم شاهکار او با نام بمان یا STAY رو فراموش نمی کنم.هر چند تمامی اشخاصی که کتاب و نول فیلم را خوانده اند مثل همیشه کتاب را برتر می دانند و می گویند هرگز فیلم به جای کتاب نمی شود بنده هم منکر آن نمی شوم هر چند شانس خواندن کتاب رو تابه حال از دست داده ام ولی نباید صحنه ها و موسیقی خاص این فیلم را که باعث به وجود آمدن اثری عمقی و بثری شده است را فراموش کرد.
داستان فیلم
اگر فیلم را ندیده اید این بخش را نخوانید! دایتان فیلم که بر روی امیر و حسن دو کودک که در زمانی که هیچ جنگ و فقری در افقانستان نبوده ! زندگی می کرده اند این دو دوست که از لحاظ مالی با یکدیگر تفاوت داشته بوده اند هر کدام پس ار یک دعوای کودکانه از هم جدا می شوند ولی دوست فقیر تا آخر هوای دوست خود را دارد تا آنجا که جنگ در افقانستان سر می گیرد و امیر به آمریکا شفر می کند و در آنجا مشغول به تحصیل می شود و همسری افغان را پس از فارق التحصیلی برای خود میگیرد که پس از مدتی به یاد دوست خود می افتد و به سمت افغانستان به حرکت می افتد.و پس از مدت ها به کشورش که این بار در زیر حملات جنگ آمریکاییان است باز میگردد و سهر خود را که به ویرانه ای تیدیل شده است باز میابد.هر چند دیگر حسن ....
There is a way to be good again
من آرزو دارم که پسرم شخص خوبی شود..یک مرد آزاد...من امید دارم که روزی برگردی و سرزمین فرزندان مان را دوباره ملاقات کنی...من امید دارم که دوباره گل ها در سرزمین ما برویند..و دوباره بادبادک ها به پرواز در بیایند....(حسن)
فیلم به طرز ناعادلانه ای دلیل این همه بدبختی در افغانستان را کشور روسیه و خود مردم و طالبان می داد و حتی کوچکترین صحته ای از کشتار های فجیح آمریکاییان در آنجا نشاد نمی دهد بلکه طوری داستان را به تصویر می کشد که گویی یک قهرمان آمریکایی برای نجات آمده است برای آزادی!خیلی دوست دارم کسانی که کتاب رو خونده اند به ما بگن که چند درصد از این ها حقیقت داشته است. من که به عنوان بک شخص ایرانی که بیشتر با فرهنگ و آداب و رسوم مردم افغان آشناست این فیلم رو پر از اشکال می بینم ولی خیلی مطمئن نیستم! نویسنده این فیلم در نقش دکتر در پارک چند لحظه ای در فیلم بازی کرد.موسیقی فیلم هم که بسیار مورد توجه قرار گرفته به وسیله Alberto Iglesias زده شده که یکی از شانس هاس اسکار امسال هستش.از دیگر نکات زیبای فیلم تیتراژ زیباب آن و فیلم برداری آن بود.امید وارم از دیدن فیلم لذت ببرید.


چیزهایی که ما در آتش گم کردیم!
یکی از فیلم های شانس دار اسکار این فیلم است.اثری درام با فضایی پر از درد.فیلم چیزهایی که در آتش گم کردیم با بازیگری فوق العاده زیبای بنسیو دل تورو و هالی بری داستان یک زن تازه بیوه شده را حکایت می کند که نزدیک ترین دوست شوهر خود را برای زندگی کردن در کنار آن ها به منظور کمک دعوت می کند.فیلم بر خلاف بیشتر فیلم های اخیر بوی خیانت نمی دهد و زندگی کاملا رئال را با درد های آن به تصویر می کشد.شوهر زن که به صورت کاملا اتفاقی می میرد و در اصل کشته می شود.زن نیز که این صانحه تاثیری واقعا بدی بر روی آن می گزارد و فشار زندگی آن را مجبور به رو انداختن به دیگران و کمک خاستن می کند.دوست همسر او که مردی خوب ولی معتاد است و خود نیز نیاز به کمک دارد و در زمانی که همسرش زنده بود با او زیاد رابطه خوبی نداشت برای کمک کردن به زن تصمیم به عوض شدم می گیرد هر چند این زن است که در آخر او را عوض می کند و....
Hope comes with letting go
اون هایی که فیلم رو ندیدن این بخش رو نخونن!از سکانس های زیبای فیلم می شه به لحظه ای که زن از کشته شدن شوهر خود با خبر می شه و بازی زیبایی که هالی از خودش نشون می ده.صحنه گریه و زجه که واقعه تاثیر گزاره.از دیگر صحنه های فیلم می شه به سکانسی که شوهر هالی بری در خیابان برای کمک کردن به یه دختر کشته می شه که اون صحنه شلیک بیننده ای که هیچ چیزی فیلم از دیدن فیلم نمی دونسته رو میخ می کنه.و با می شه به سکانسی که هالی بری از جرج(بن سیو دل تورو) می خواد که در کنارس بخواب نه به عنوان یک همبستر بلکه برای اینکه احساس کنه در کنار شوهرش خوابیده و آخرین سکانسی که می شه بهش اشاره کرد سکانس آخر فیلم که دختر بچه با جرج به خاطر تنها گزاشتنشون قهر می کنه ولی موقعی که جورج داره میره پشت ماشین شروع به دوید می کنه.
cast
Susanne Bier کارگردانی این فیلم رو بر عهده داشت.او اهل دانمارکه و تا به حال ۲۳جایزه بین المللی دریافت کرده .Allan Loeb نویسندگی این فیلم رو بر عهده داشته که اولین تجربه نویسندگی اونه ولی انصافا کار خوبی بود با ابنکه مشکلاتی هم داشت.موسیقی فیلم نیز بر عهده برنده اسکار سال قیلم یعنی گستاوو سالتااولالا موزیسین آرژانتینیست که یک شاهکار دیگه از خود به جای گزاشته و فیلم رو به مراتب زیبا تر کرده.
سگ آندولوسی (لوئیس بونوئل)
۱۹۲۹ Un chien andalou
وقتی بونوئل خوابش یعنی بریده شدن ماه تسط ابرها و تشبیح آن به بریده شدن یک چشم را برای سالوادور دالی دوست و هنرمند بزرگ تعریف می کند سالوادور نیز خواب خود را یعنی بیرون زدن موریانه ها از زخم روی دست تعریف می کند و اینحایت که هر دو تصمیم می گیرند تا سگ آندولوسی را بسازند.این فیلم ۱۶ دقیقه ای اولین فیلم بونوئل بود هر چند بونوئل بیشتر فیلم های خوب خود را در اواخر عمر خود ساخت ولی با ساخت این فیلم در فرانسه توجه منتقدان را به خود جذب کرد.از نقاط مورد توجه این فیلم این است که سالوادور دالی این نقاش که از بزرگ ترین نقاش های فراواقع گرای دوران خود است به بونوئل برای ساخت کمک می کند بعد از این فیلم نیز در فیلم افسون شده هیچکاک در ساخت رویا به هیچکاک کمک می کند.در فیلم سگ آندولوسی سالوادور در نقش یک پدر روحانی در کنار پیانو دیده می شود!در صحنه بریده شدن چشم نیز از چشم گاو استفاده می کنند این فیلم با ارتباط میان خواب و بیداری فضایی پیچیده و مبهم را می سازد و کاری می کند تا سخن فیلم به آسانی روشن نباشد.

اصلاح بزرگ (مارتین اسکورسیسی) the Big shave 1967
اسکورسیسی یااسکوسیزی بعد ار فارق التحصیلی از دانشگاه و بعد از آن رفتن به جنگ ویتنام شروع به ساختن فیلم های کوتاه کرد.این فیلم ها قبل ار اولین فیلم بلند او یعنی I call first بود که مورد توجه منتقدان نیز واقع شدند.فیلم اصلاح بزرگ در اصل استعاره ای از جنگ ویتنام است.یک مرد وارد یک حمام تمیز استریل می شود و با استفاده از یک ظرف چینی و یک تیغ نیز مشغول اصلاح صورت خود می شود تا اینکه صورت خود را کاملا اصلاح می کند ولی بعد اصلاح کامل صورت کار خود را ادامه می دهد این قدر ادامه می دهد تا صورتش شروع به بریدن کند!شاید کمتر کسی این فیلم را دیده باشد.ولی از اسکوسیزی یک فیلم کوتاه دیدن خالی از لطف نیست.
آننا (الخاندرو گنزالس ایناریتو)
۲۰۰۷
هر ساله برترین کارگردانان البته دقیقا نمیشه گفت برترین اما کارگاردانان مختلف را از سراسر جهان برای ساخت فیلم کوتاه با موضوعات مختلف انتخاب می کنند.معمولا فرانسه از جمله کشور هاییست که این گونه گرد همایی ها رو به عمل می آورد.این بار با موضوع احساس خود در مورد سینما کارگردانان را به دور هم جمع کرد که من از بین آن ها کارگردان محبوب تازه نام خودم یعنی ایناریتوی جوان رو انتخاب کردم.این سومین فیلم کوتاه اوست که به حق به طرز استادانه ای ساخته.فیلم کوتاه آنا که فیلم نامه کوتاه آن را نیز خود ایناریتو تهیه کرد.داستان آن داستان دختریست که در درون سینما فیلمی را می بیند و این فیلم خاطره و اتفاقی را برای او زنده می کند و فیلم آن را به زیبایی به تصویر می کشد. در این فیلم نیز باز تمامی سبک های کارگردان به وضوح دیده می شود.
برنامه های هشتادمین اسکار به زودی!!!

همدردی با بانوی انتقام!
پس از ۱۶ سال حبس در زندان به جرم بچه دزدی و قتل یک پسر بچه ۶ ساله او برای انتقام می آید. انتقام از شخصی که عهده دار این قتل است.او به خاطر تنها دخترش چنین حبسی می کشد.اما اکنون فقط در فکر انتقام است.انتقام..او یک زن است! آدمی برای عزیزانش درد هایی را می کشد و زجر هایی را متحمل می شود تا آن ها به راحتی زندگی کنند.او فقط دنبال یک رندگی آرام بود...اما به او ندادند.
All she wanted was a peaceful life...they didn't give it
چان ووک پارک کارگردان مطرح کره جنوبی که چندی پیش فیلمی با نام old boy را از او معرفی کردم کارگردانی این اثر ارزشمند را نیز بر عهده دارد.او به آقای انتقام معروف است و فیلم های Sympathy for Mr Vengeance", "Oldboy" و"Sympathy for Lady Vengeance" را سه گانه انتقام نامید.چان در تمامی این فیلم ها نوعی زجر را به تصویر کشیده است که نمونه آن کمتر در واقعیت دیده می شود.تمامی شخصیت های این ۳ فیلم به نوعی پس از سال ها سختی فقط برای انتقام می آیند.چان ووک پارک که به عقیده من نوعی سبک در سینما ایجاد کرد سبکی که با نگاه به آثارش می توان به عمق آن پی برد.چان عقلب اوقات با استفاده از افکت های رایانه ای و تغییر شات ها به صورت افکت صحنه هایش را می سازد.او غالبا بوسیله ی شات های کوتاه،و ایجاد یک فضای سورئال فانتزی و تسلسل آن در کارکتر های مرده اش در ره آورد فیلم اثر می گزارد تا بیننده را مجذوب صحنه های آن بکند. چان ووک که همگان فیلم هایش را همانند بازی های رایانه ای میدانند می گوید "من می دانم چرا اما من هرگز یک بازی کن نیستم.معمولا کارهای من شبیه طراح ژاپنی پلی استیشن است.گر چه من دنیای بازی های رایانه ای رو می پرستم". چان ووک در دانشگاه سئول مدتی فلسفه را نیز خوانده است.او فیلم نامه اقلب فیلم های خود را نیز به عهده دارد و در تدوین فیلم هایش نو آوری های بسیار خرج داده است.
در فیلم Sympathy for Lady Vengeance بازیگران مطرح سینمای کره حضور یافته اند. از جمله آن ها می توان به Young ae lee اشاره کرد که همگان او را به خاطر مجموعه جواهری در قصر به یاد دارند.وی در آن مجموعه نقش jang geom seo یا همان یانگوم را به عهده داشت. از دیگر بازیگران این فیلم می توان به Min-sik Choi اشاره کرد که هرگز بازیه زیبای او در فیلم old boy از یاد کسی نمی رود.
برای تماشای پستر های فیلم می توانید بر روی ادامه مطلب کلیک کنید و از دیدن آن ها لذت ببرید!!

ادامه مطلب
Every life has a story. And every story has a life of its own
9کات ، 9داستان، 9برداشت، 9زن، 9قسمت و 9 زندگي فيلميست به تهيه کنندگي الخاندرو گنزالس ايناريتو محصول سال 2005 به کارگرداني Rodrigo Garcia کارگرداني (فرزند گابريل گارسيا ماركز نويسنده معروف كلمبيايي) که فيلم هايي چون 10 داستان عاشقانه کوچک و چيزهايي که فقط با نگاه کردن مي توان گفت را از او به ياد داريم.Rodrigo Garcia قبل از سال 2000 که اولين فيلم خود را ساخت در زمينه فيلم برداري مشغول بود که فيلم هايي مانند چهار اتاق و GIA را فيلم برداري كرده است .شايد آشنايي هو با فيلم برداري يكي از نقاط مثبت كارهاي او باشد كه در فيلم نه زندگي به روشني ديده مي شود.Rodrigo Garcia قسمت هاي مختلفي از فيلم هايه مطرح را نيز كارگرداني كرده مانند فيلم 6درجه و يا بمن بگو دوستم داري يا عشق بزرگ.در فيلم 9 زندگي ايناريتو به عنوان مجري توليد در ساخت آن حظور داشته است.
هر زندگي قصه اي دارد.و هر داستان روح خودش را دارد.
فيلم 9 زندگي فقط از 9 قسمت تشكيل شده است بي آن كه هر قسمت كات بخورد.در هر قسمت زندگي يك زن را نمايش مي دهد و گارسيا كه خود نويسندگي فيلم را نيز بر عهده دارد هر Episode را طوري نوشته كه گويي دوربين در وسط زندگي اشخاص فرود آمده و بيننده گيج و بدون هيچ اطلاع قبلي داستان هر شخص را دنبال مي كند تا خود بيننده از ماجرا هاي كوتاه كه هر كدام حدود 10-12 دقيقه است با خبر شود همچنين روابط ريزي را در ميان اين 9 داستان گزاشته است.فيلم برداري فيلم نيز به صورتي متفاوت است و فقط به دنبال زني كه فيلم زندگي آن را نشانه گرفته است مي رود. در episode كه مگي در گورستان است براي اينكه مرور زمان را بدون كات كردن دوربين نشان دهد دوربين را در محوطه به زيباي مي چرخاند.پس مي توان گفت با فيلمي طرف هستيم كه نوآري هاي فراوان در آن ديده شده است.
داستان فيلم
Rodrigo Garcia كارگردان و نويسنده اثر با استفاده از گروهي باور نكردني و با استادي فيلمي درباره نه لحظه متمادي در زندگي نه زن منحصر به فرد درامي ديدني خلق كرده است. ابتدا زندگي sandra زني نا اميد كه به دليلي در زندان است و مي خواهد دختر خود را در زندان ببيند.سپس Dianaكه پس از سال ها عشق قديميش را كه همانند او ازدواج كرده است را در يك فروشگاه مي بيند.سپس Holly دختري سياه كه پرستار يك بيارستان است و مشكلات آن را به حد انتقام و مبارزه با نا پدري اش كشانده اند؛Sonia كه همراه دوست پسر خود به ديدار دوستش كه زندگي خوبي را براي خود ساخته مي روند و در آن جا به افشا سازي مشكلات خودشان مي كنند؛ Samantha كه در ميان پدر و مادرش و گستاخانه گويي خود و آن ها قرار دارد؛Lorna كه قصد دارد همسر دوست خود را دلداري دهد؛Ruth مادر Samantha كه پيشنهاد يك عشق بازي به او مي شود؛Camille كه در بيمارستان بستري است و Maggie پيرزني كه مطرح مي كند رندگي را براي نوه اش هنگامي كه در يك گورستان است.و در كل نه زن كه به صورت ارتجاعي با مشكلات ودرد ها و نا اميدي هاي زندگي برخورد مي كنند.
اميد وارم آن دسته از اشخاصي كه فيلم را نديده اند از ديدنش لذت ببرند و مطالب براشون مفيد واقع بشود.
..::نقد كوتاه::..

چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
سالهاي سال است كه مردمان مظلوم فلسطين در برابر تهاجم و تجاوز بيگانگان فرياد كمك و همدردي مي نمايند.اما تازه در سالهاي اخير حركات انسان دوستي آن هم نه به صورت موثر ولي كمي بيش از پيش در سراسر جهان رخ داده است.(البته در كشورهاي غير مسلمان در حالي كه بيشتر كشور هاي عرب زبان و مسلمان سر خود را مانند كبك در زير برف فرو كرده اند!!) البته هر گز نمي توان سختي ها و مشكلات اين آدميان را درك كرد.نمي دانم چرا بعضي از مرد با حالتي نفرت آميز و بعضي وقت ها با آوردن مداركي بي اعتبار سعي بر راست و بر حق نشاندادن اين ستم هاي رژيم اشغال گر دارند.هر چند رفتار آنان بي اثر است و بيشتر براي فرار از وجدان خود.نمي خواهم وب لاگ را به بلاگي سياسي تبديل كنم هر چند كه براي سياسي نوشتن نيز هيچ نمي دانم.ولي بعضي اوقات ...
اكنون رستگاري يا اكنون بهشت نام فيلميست از سينماي فلسطين!(البته فيلم را با سختي هاي فراوان به عنوان فيلمي از سينماي فلسطين كانديد اسكار كردند)فيلم PARADISE NOW سعي دارد به زندگي بمب گزاران فلسطيني و دليل كار آن ها نيم نگاهي داشته باشد اما باز هم سياست هاي آمريكا به وضوح در فيلم ديده مي شوند هر چند كارگردان فيلم(Hany Abu-Assad)كارگرداني فلسطيني است اما با تاثيراتي از فرهنگ غرب فيلم را مي سازد. همان طور كه همه مي دانيم شبكه هاي خبري بزرگ جهان (البته اكثر آن ها را صهيونيست ها اداره مي كنند!)مانند CNN وFOX News بمب گزاران را با نام suicide bomber معرفي مي كنند كه به معناي بمب گزاران انتحاري ويا خودكش است ولي فيلم دليلي كه اسلام براي آنان گذاشته است را معرفي مي كند يعني رفتاً به بهشت! حتي به توضيح اين مسئله نيز نمي پردازند كه چرا؟ باز هم مي خواهند چهره اسلام را در اذهان عمومي چهره اي تروريست ساز و جنگ طلب نشان دهند. موضوعي كه بارها و بار ها در جاهاي مختلف ديده ايم .شايد از دست دادن خانواده ، كشته شدن همسر و فرزندان،تجاوز به حريم زندگي، آواره شدن،حفاظت از ناموس و كشور بهانه هاي بهتر و انگيزه هايي بيشتر حتي از رفتن به بهشت باشد.كه فيلم به آن ها بسيار كم پرداخته است و در آخر نيز بيننده را در اين سوال مي گزارد كه آيا سعيد كار درست را انجام داد يا خالد؟البته صحبت هاي بازيگر زن و سكوت اين دو دوست در برابر صحبت هاي روشن فكرانه اين زن بيننده را براي تصميم گيري نهايي آماده مي كند.(آن هايي كه فيلم را نديده اند كه سعيد به نظر خودكشي را انتخاب كرد ولي خالد به فلسطين باز گشت.) در كل هر چند فيلم با نام فيلمي فلسطيني معرفي شده است ولي اگر حرفي از حقيقت و آزادي داشت جايي در هاليوود نداشت.
فيلم برنده بهترين فيلم خارجي در سال 2005 در گلدن گلاب شد و كانديداي بهترين فيلم خارجي نيز در اسكار همان سال شد.از خطا هاي فيلم مي توان به انعكاس تصوير فيلم بردار در صحنه اي كه خالد در حال رانندگي سريع با ماشين سبز است اشاره كرد.

مجید مجیدی فیلم ساز موفق سینمای ایران که آثار بسیار دیدنی همه از او به یاد داریم فیلم دیدنی بچه های آسمان را ساخته.وی که معمولا نویسندگی آثارش را خود به عهده دارد با نوشتن فیلم نامه هایی بسیار تاثیر گذار ولی مقداری اغراق آمیز بیننده رامحو تماشای آن ها می کند.این کارگردان که بیننده گان خود را به خاطر رنگ خدا (داستانی کودکی کور)به گریه انداخت(!)و به خاطر فیلم باران به تامل وا داشت را می توان موفق قلم داد کرد.هر چند وی شاید زیاده روی کرده و فضای رئال فیلم را به فضایی غیر واقعی تبدیل کند و لی دقت در نکات جامعه شناختی و بازیگر پروری و همچنین تصویر سازی از نکات قوت این فیلم ساز بزرگ است.فیلم بچه های آسمان فیلمی ایرانی بود که توانست مورد توجه بینندگان و منتقدان سینمایی قرار بگیرد و کاندیدای بهترین فیلم خارجی جشنواره اسکار بشود.در جشنواره های دیگر نیز همانند منترئال وسنگاپور و نیوپورت برنده جایزه بشود.پس این افتخاریست برای ایرانیان!البته فیلم نیز با بازی چند کودک خردسال که اولین تجربه های سینمایی خود را داشته اند ساخته شده و معمولا مجیدی به دنبال بازی گران تازه کاز می زود و بیشتر با هنر خود از آن ها بازی می گیرد.البته امیر ناجی نیز که از بازیگزان ثابت فیلم های محیدی است نیز در این اثر حصور دارد.آخرین ساخته مجید مجیدی به نام بید مجنون نیز که داستان مرد کوری را روایت می کرد که خداوند به او بینایی می دهد ولی او ارزش این بینایی را خلاف تصور نمی داند ساخته ای با ارزش با بازی متفاوت پرویز پرستویی بود .مجیدی اخیراً فیلمی را در هندوستان در دست ساخت دارد . وی فیلم های دیگری چون پدر ٬المپیک در اردوگاه٬یک روز زندگی با اثیر٬روز امتخان٬آخرین آبادی اشاره کرد.مجیدی سالهایی نیز بازی گری می کرده در آثار اولیه خود نیز اندکی بازی کرده به طور مثال در نقش آقای معلم در روز امتخان.
داستان فیلم:
بچه های آسمان داستان پسری در پایین شهر تهران را روایت می کند که در فقر و تنگدستی قرار دارد . کفش خواهرش را که به او داده بودند تا برای تاْمیر به کفاشی ببرد بر اثر اتفاق گم می کند و همراه خواهرش سعی می کنند تااین موضوع را از پدرشان مخفی نگه دارند تا پدر مجبور نشود برای خرید کفش از دیگران پول قرض کند.فیلم تماماً در کش مکش آن است که مشکلات کوچک مردم ثروتمند را به عنوانی مشکلی بزرگ برای مستمندان نشان دهد و بیننده هشیار را از خواب غفلت بیدار کند همچنین اختلاف های طبقاتی و معرفت و بزرگی روح یک کودک را به تصویر می کشد.
نظرات شخصی:
به نظر من انتخاب لوکیشن های فیلم خلاف سایر فیلم های سینمای ایران بسیار عالی است همچنین فیلم برداری فیلم نیز نمونه آن کمتر دز سینمای ایران دیده شده است.بنده بین آثار مجید مجیدی فیلم باران را بیشتر می پسندم(داستان یک دختر افغانی در ایران) در کل سعی می کنم کار های ایشون رو ببینم و بسیار از دیدنشون لذت می برم چون بسیار عامه پسنده و هر بیننده ای رو به خودش جذب می کنه ولی از لحاظ سینمایی فکر کنم یک مقدار یک نگاه به موضوعات نگاه می کنند و بازیگران اصلی فیلم هاشون فرشته هستند! البته این نظر شخصیه...

افسانه های خزان
این داستانی است درباره عشق٬خیانت و برادری .در اوایل سال ۱۹۰۰ سرهنگی تصمیم می گیرد تا پسران خود را در مناطق وحشی منتانا نگهداری کند.در آن جا پسران به صورتی نظامی بزرگ می شوند .این برادران به صورتی قوی و متحد می مانند تا زمانی که سوزانا وارد زندگی آن ها می شود.ساموئل برادر کوچک خانواده پس از آمدنش از کالج سوزانا زا همراه خود به عنوان معشوقه اش می آورد تا اینکه پسر ارشد خوانواده آلفرد به این دختر علاقه مند می شود .در حالی که دخترک مجذوب تریستان پسر دوم خوانواده می شود ولی تریستان که بیشتر همراه یک سرخ پوست بزرگ شده است زندگی متفاوت دارد .در این حین برادران برای جنگ جهانی اول به اروپا می روند (۱۹۱۴)تا اینکه در این جنگ ساموئل می میرد و .....
فیلم افسانه های خزان محصول سال ۱۹۹۴ آمریکا می باشد.ادوارد زویخ یا زویک Edward Zwick
کارگردانی این فیلم را بر عهده دارد که از جمله آثار وی می توان به آخرین سامورایی یا الماس خون اشاره کرد.این فیلمساز به خاطر تهیه کنندگی فیلم شکسپیر عاشق برنده جایزه اسکار شد.فیلم که بر اساس یک رمان ساخته شده است.با بازیگرانی چون برد پیت Brad Pitt در نقش تریستان و آنتونیو هاپکینز در نقش سرهنگ (که بازی هر دو در فیلم بسیار دیدنی است) آیدین کویین در نقش آلفرد .تا قبل از ساخت فیلم همه فکر می کردند که تام کروز و شان کانری برای بازی در این فیلم انتخاب می شوند.لازم به ذکر است که جانی دپ نیز برای نقش تریستان انتخاب شده بوده!فیلم تنها یک جایزه اسکار برنده شده است که آن هم برای بهترین فیلم برداری فیلم است ولی در زمینه هایی چون بهترین طراحی صحنه نیز کاندید شد.

بیوگرافی:
الخاندرو گنزالس ایناریتو معروف به النگرو متولد ۱۵ آگوست ۱۹۶۳ در مکزیک است.وی در سال ۱۹۸۴ در رادیوی مکزیک به عنوان یک دی جی مشغول به کار می شود.در همین زمان ها مشغول خواندن دروس فیلمسازی و تئاترنیز بود.از سال ۱۹۸۸ تا سال ۱۹۹۰ برای ۶ نفر از چهره های مکزیکی موسیقی می سازد.و پس از سال ۱۹۹۰ به عنوان یکی از جوان ترین تهیه کننده های تلویزیونی برای تلویزیون برنامه می ساخت.پس از ترک تلویزیون او شروع به ساخت شرکت خصوصی خود با نام zeta فیلم می کند و در آن جا مشغول نویسندگی و ساخت آگهی برای تلویزیون میشود.اگر چه این تبلیغات و فیلم های کوتاه برای او تمرینی بود برای فیلم بلند آینده اش.او تحصیلات خود را در زمینه فیلمسازی تحت نظر Ludwik Margules ادامه داد.و سپس اولین فیلم خود را برای تلویزیون با نام Detrás del dinero در سال ۱۹۹۵ ساخت.او مشغول خواندن مقدار زیادی داستان و کتاب شد تا در این حین با نویسنده معروفGuillermo Arriaga آشنا شد .پس از سه سال و نوشتن فیلم نامه هایی که تعداد آن ها ۳۶ عدد می شد نوشتن آن ها را خاتمه دادند و از میان این نوشته ها فقط ۳ عدد از آن ها را انتخاب کرده اند. اولین فیلم خود را با نام عشق سگی (Amores Perros) در سال ۲۰۰۰ ساخت که کاندیدای اسکار بهترین فیلم خارجی و برنده بخش منتقدین جشنواره فیلم کن وهمچنین ۵۱ جایزه بین المللی و ۱۴ کاندیدایی دیگر شد.این بزرگترین پیروزی برای اولین فیلم یک کارگردان از یک کشور جهان سوم است.در سال ۲۰۰۲ به عنوان یکی از کارگردانان فیلمی برای ۱۱ سپتامیر انتخاب شد.این فیلم درباره واکنش مردم جهان پس از حادثه ۱۱ سپتامبر بود که ۱۱ کارگردان در سراسر جهان برای ساخت آن انتخاب شدند که از جمله آن ها می توان به سمیرا مخملباف و Wim Wenders, Ken Loach, Mira Nair, Amos Gitai و Sean Penn اشاره کرد که همراه ایناریتو مشغول ساخت این فیلم شدند.این فیلم جایزه UNESCO را برای این کارگردانان به همراه آورد و در ها را برای ورود ایناریتو به هالیوود باز کرد. پس از این فیلم در سال ۲۰۰۳ فیلم ۲۱ گرم را به بازی Sean Penn و Benicio Del Toro ساخت که کاندیدای ۲ اسکار نیز شد.سپس در سال ۲۰۰۶ اثر به یاد ماندنی خود را به نام بابل به تصویر کشید که کاندیدای ۶ اسکار و۲۶ جایزه بین المللی و ۷۲ کاندیدای بین المللی شد.اکنون نیز یک episode را ساخته که کارگردانان بسیاری از سراسر جهان ساخت این فسمت ها به آنان وا گزار شده است.
نگاهی به آثار:
کمتر کارگردانی در جهان وجود دارد که فقط با ساخت ۳ فیلم سینمایی چنین معروفیتی را کسب کرده باشد.ایناریتو دارای سبکی خاص در فیلم هایش می باشد هر چند شاید در قبل فیلم هایی بوده اند که به این روش منتاژ می شده اند ولی ایناریتو آن را به اوج رساند و حتی در ۲۱ گرم اثری جدا که تابه حال نمونه آن دیده نشده بود را به تصویر کشید.۲۱ گرم فیلمی بود با تدوین شطرنجی که با طرحی قبلی و فکری باز ساخته شده بود تمامی صحنه های این فیلم همانند تابلو های نقاشی برداشته شده بود.فیلم عشق سگی نیز اولین فیلمی بود که چندین داستان را به صورت موازی پیگیری می کرد .اگر با دقت به آثار الخاندرو نگاه کنیم خواهیم دید که هر چه به جلو می رود کارهای او سخت تر می شود شاید بعضی ها بابل را نپسندیدند ولی باید دانست که بابل فیلمی بسی پیچیده تر از آثار قبلی وی بود .فیلم عشق سگی داستان مردم محله ای کوچک در مکزیک را روایت می کرد و در فیلم ۲۱ گرم کار سخت تر شد زیرا فیلم مردم را در فضایی بزرگ تر در یک ایالت در آمریکا نشان می دهد و کار آخر از کارهای قبلی نیز سخت تر است زیرا فیلم فضایی بسیار بزرگ تر یعنی جهان را در بر می گیرد! این سه فیلم ایناریتو با نام سه گانه مرگ معروف هستند.الخاندرو حساسیت فراوانی در انتخاب اسامی فیلم هایش دارد.فیلم هایش فلسفه های فوق پیچیده ای را در بر می گیرند که همین نکات منتقدان جهان را متوجه فیلم هایش کرده.موسیقی فیلم هایش به سبکی خاص و به وسیله ساز های آسیایی ساخته شده که نوعی حالت روایت گر نیز دارد.فیلم برداری فیلم هایش را بدون پایه انجام می دهد که نمونه این کار در هیچ فیلمی دیده نشده است.در پایان فیلم هایش از همسرش و فرزندانش به زبان اسپانیایی نیز تشکر کرده که از جمله کار هایی می باشد که در آثار وی دیده می شود.همه طرفداران این فیلمساز جوان منتظر فیلم بعدی وی هستند...
چند وقت پیش اگه یادتون باشه فیلم قبلی کیشلوسکی رو با نام فیلمی کوتاه در باره کشتن معرفی کردم حالا این کارگردان سرد لهستانی که فیلم هایی بی روح و در عین حال تاثیرگذار داره این بار یه سراق عشق رفته.عشق به معنای واقعی به سبکی دیگر!فیلم که داستان پسر ۱۹ ساله ای را روایت میکند که یک سال تمام زنی فاحشه را به وسیله دوربین از ساختمان مقابل تماشا می کرده با این تفاوت که پسرک عاشق رن بوده و علاقه جنسی به او ندارد.قیلم با زیرکی خاص تفاوت میان عشق و شهوت را به تماشا می کشد و بیننده را به فکر وا میدارد.پسرک با ابراز عشقی مجنون وار زن فاحشه را نیز تحت تاثیر می گزارد.کیشلوسکی همیشه ماجرا را از همه جهت می بیند و حتی زندگی سخت زن و مشکلاتی که وی دارد نیز به تصویر کشیده می شوند.حالات روحی ومحیط های زندگی دیگر نکاتیست که کارگردان همیشه به آن تاکید دارد.فیلم باز هم مانند کار های پیشین کیشلوسکی دارای فیلم براری منحصر به فردی می باشد.موسیقی تیز که همه می دانیم کیشلوسکی چه حساسیتی بر روی آن دارد به وسیلهZbigniew Preisner ساخته شده تا فضایی زیبا را برای بینده فراهم کند آن هایی که طرفدار فیلم های رمانتیک هستند این فیلم رو از دست ندند چون روایت این ماجرا به زبان دیگر است.
سارمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران در چند سال اخیر برنامه های زیادی را به منظور پرداختن به سینما فراهم کرده است.از جمله این برنامه ها می توان به سینمای حرفه ای٬سینما و سلطه٬سینما۵ و برنامه های تخصوصی تر مانند صدفیلم ٬سینما۴و۱ ٬سینما پشت پرده که در میان تمامی این برنامه ها برنامه سینما و ماورا با اجرای کارشناس و استاد دانشگاه دکتر اکبر عالمی فضایی متفاوت را فراهم کرده است.این برنامه به منظور تحلیل فیلم های معنا گرا در سینما است که درکی روانشناختی و فرهنگ شناسی را دارا می باشند.دکتر عالمی سالهای زیادی است که در زمینه ی نقد و برسی فیلم در تلویزیون کار می کند از زمان قبل انقلات نیز وی برنامه هایی را اجرا می کرده.مهمانان این برنامه اشخاص مختلف و متخصص در زمینه های فلسفی وروان شناسی تشکیل می دهند که از جمله اشخاصی که همراه دکتر عالمی حضور دارد دکتر فاطمی روان شناس و استاد دانشگاه بریتیش کلمبیا است.از فیلم هایی که در این برنامه پخش شده اند می توان به بال هاي اشتياق (ويم وندرس)، شفا بخش (آنچيكا هولاند)، برادر الهي ما (كريستوف زانوسي)، خرس (جن جكوئيس) و لوتر (اريك تيل) هفت(دیوید فینچر)۲۱گرم(الخادرو گونزالس ایناریتو)بهار تابستان پاییز زمستان و دوباره بهار و یا آثاری از آلفرد هیچکاک اشاره کرد.این برنامه فصایی مناسب را به منظور شناخت سینمای معناگرا فراهم آورده است لازم به ذکر است که اکثر فیلم های این مجموعه وبژه همین برنامه ترجمه می شوند.دوسنداران سینما سعی کنید برنامه رو از دست ندید!
زمان پخش سینما و ماورا یکشنبه ها ساعت۲۰:۳۰ از شبکه ۴ سیما

طرفدار های فیلم های ترسناک به جنبین تا از دست رفته! Ji-woon Kim کارگردان و نویسنده این اثر به یادماندنیست از سینمای کره جنوبی!این دومین فیلم از این سینماست که معرفی می کنم.اگر دنباله یک کاره هنری خوب می گردین حتما این فیلم رو ببینید چون موسیقی فیلم از یک طرف و ترکیب بندی ها و تصویر سازی ها از طرف دیگر فیلم را به اثری فراموش نشدنی مبدل کرده اند.نمایشنامه خاص فیلم که داستان را به گونه ای مرموز و در عین حال هیجان انگیز و پیچیده روایت می کند فیلم را باز هم دیدنی تر کرده است.داستان فیلم زندگی دختریست که خواهرش مرده و دلیل مرگ او را زنی می داند که پدرش به او علاقه مند است فیلم در کش مکش این ماجراهاست تا اینکه بسیاری از اسرار دیگر از جمله نحوه کشته شدن مادر دختران را معلوم می کند.فیلم محصول سال ۲۰۰۳ است و بسیار صحنه های زیبایی شناختی داراست که بیننده را محو تماشای این پلان ها می کند بی آنکه دلیل ایجاد چنین صحنه ای را از خود بپرسد.فیلم ۱۱ جابزه بین المللی نیز دارد ولی در کل نا کام از جوایز بزرگ.شاید در زمینه هایی فیلم ضعیفی باشه ولی واقعا دیدنش خالی از لطف نیست.من خودم در بعضی صحنه ها واقعا ترسیدم .
پیانیست
![]()
پبانیست اثریست به یاد ماندنی از کارگردانی که بیشتر بازیگر است تا کارگردان! رومن پلونسکی کارگردان فرانسوی که با این فیلم برنده اسکار نیز می شود.پیانیست برنده ۳ و کاندیدای ۴ اسکار در سال ۲۰۰۲ می شود که ارزش فیلم را نیز با خود به بالا می برد.فیلم داستان یک یهودی پیانیست در جنگ جهانی دوم را روایت می کند که همراه دیگر یهودیان به وسیله آلمان ها در موقعیت های سخت زندگی فرار می گیرند.داستان بر اساس کتابی نوشته Wladyslaw Szpilman ساخته شده که Ronald Harwood با پرداخت به آن و نوشتن فیلم نامه بر اساس آن جایزه اسکار را نصیب خود کرد.باریگر فیلم آدرین برودی که به نظر بنده ابن فیلم برای او سکوی پرتابی بود از بین ۱۴۰۰ بازیگر که برای این رول مد نظر بودند انتخاب شد که با ایفای استادانه این نقش خود را برنده اسکار بهترین بازیگر تقش اول نیز کرد.از تمامی این ها که بگزریم فیلم بردازی فوق العاده زیبای فیل از یاد نمی رود.صحنه هایی که همانند یک پستر زیبا از یاد تمامی بینندگان فیلم تا آخرین لحظه نخواهد رفت.فیلم هر جند طولانی است و شاید حتی در بعضی صحنه ها بیننده را نیز خسته کند ولی بسیار جنگ و همچنین مشکلات یهودیان را به ریبایی به تصویر می کشد.فیلم بسیارفضا های کلاسیک آن دوران را همراه موسیقی فراموش نشدنی پیانو به تماشاچی القا می کند .این فیلم محصول کشور های آلمان٬فرانسه٬انگلستان وهلند است.اگه ندیدین و با فیلم هایی از این قیبل رابطه بر فرار می کنید حتما ببینید.
اروپاییان دشمن اصلی یهودیان!!

زندان بان صدای گریه را می شنود و با خود تامل می کند صدای چیست؟بله صدای غول ترسناک سیاه پوست است که به خاطر قتل یک کودک در آنجاست!او مانند یک بچه می ماند فقط ریادی بزرگ است!آیا او یک فرشته است یا موجودی شبیه به آن؟پس چرا آن زن را شفا داد؟واقعا او بی گناه است؟صندلی برق در انتظار اوست. این مسیر سبز رنگ زندگیست به روایتFrank Darabont نویسنده و کارگردان فرانسوی فیلم مسیر سبز.فیلمی با ویژگی های متفاوت و معنا گرا.فیلمی که کاندیدای ۴ اسکار شد.تام هنکس یکی از زندان بانان این فیلم است گرچه خیلی مدت از دیدن این فیلم برای من می گزرد ولی هرگز صحته های زیبای آن از یادم نمی رود.باریگر سیاه نقش جان کافی آن چنان زیبا بازی کرد تا کاندیدای اسکار شد.موسیقی فیلم نیز بسیار یه باد ماندنی است و هرگز از یاد نمی رود.مسیر سبز روایتی اساطیری و فرهنگی را دنبال می کند .اگر به خواهیم به مشکلات فیلم اشاره کنیم می توان به پیروی نکردن داستان از واقعیت و ضعف در ایجاد فضای مذهبی مورد نظر است.

انسان همیشه با رویایه این که چگونه می توانست انتخابات دیگر در زندگی خود داشته باشد زندگی می کند شاید بارها و بارها برای همه ی ما این آرزو بوده باشد.فیلم مرد خانواده داستان مردی را حکایت می کند که در هنگام جوانی عشق خود را به منظور درس خواندن و سرمایه دار شدن تنها می گزارد .وی سالها بعد سرمایه دار بزرگی می شود و زمانی که احساس می کند بسیار خوش بخت است مردی او را می بیند و برای او موقعیتی می سازد که بتواند داشتن خانواده را تجربه کندو خوشبختي واقعي را به او نشان مي دهد.تا بفهمد که زندگی با خانواده زیباست هر چند سخت....این فیلم با بازی نیکلاس کیج بازیگری با توانایی های بسیار بالا رنگ و بویی دیگر دارد داستان فیلم نیز که طرحی جدید و بسیار جالب را روایب می کند.Brett Ratner کارگردان فیلم که فیلم هایی چون ساعت شلوغی و ایکس من را ساخته در کل بهترین فیلم وی همین فیلم است .موسیقی فیلم نیز کاری از Danny elfman است كه از نكات قوت فيلم است.امید وارم از دیدن این فیلم لذت ببرید.
چه اتفاقی می افتاد اگر انتخاب های دیگری داشتیم.

Joel Schumacher این بار پس از فیلم های موفقی چون ۸میلی متری و باجه تلفن فیلم شماره ۲۳ را بر اساس داستانی پیچیده می سازد.وی با انتخاب کمدینی چون جیم کری ریسک بزرگی را متحمل شد ولی جیم توانست فدرت خود را در ایفای چنین نقشی به تصویر بکشد.داستان فیلم مردی را حکایت می کند که همسرش کتابی را به وی هدیه می دهد با نام شماره۲۳ و این کتاب داستان مردی را روایت می کند که بسیار شخصیتی شبیه به خواننده کتاب دارد تا اینکه تاثیرات شدیدی نیز بر وی می گزارد تا اینکه متوجه می شود خود او این کتاب را نوشته است!فیلم بسیار به عدد ۲۳ تکبه دارد و تیتراژ زیبا فیلم نیز همین را نشان می دهد.مثلا زمان بمب گزاری هیروشیما که ساعت ۸:۱۵ دقیقه بود مجموع این دو عدد ۲۳ می شود و یا مایایی ها معتقد بودند که روز ۲۳ سال ۲۰۲۳ دنیا به پایان ی رسد.در اصل با آوردن سند هایی بیننده را نیز به تامل در باب این عدد وا می دارد .نمایشنامه فیلم به ریز ترین نکات نیز دقت کرده است که فیلمی پیچیده و بسیار سرگرم کننده را می سازد.Joel Schumacher فبلا فیلم های بت من را کارگردانی می کرده البته در سالهای اخیر فیلم های فشنگی را ساخته که متا سفانه بی بهره از جایزه های بین المللی بوده اند.برای اینکه داستان فیلم رو لو ندم به بقیه ما جرا اشاره نمی کنم فقط پیشنهاد می کنم که فیلم رو ببینید چون از دسته فیلم هایبه که آخرش رو نمی تونید هدس بزنید!
حقیقت شما را پیدا خواهد کرد!
آل پاچینو یکی از بزرگترین بازیگران تاریخ سینما است.از هر کس که به پرسیم این مطلب را انکار نمی کند.ولی می خواهم نقدی بر بازی های او بنویسم که نظری شخصی است.ال شاید با بازی دز فیلم پدر خوانده و در کنار مارلوبراندو شهرتش را پیدا کرد و شهرتش از خودش جلو تر شروع به حرکت کرد!وی یکی از زیبا ترین رول هایش را برای فیلم بعد از ظهر سگی دز نقش یک همجنس باز بازی کرد و به درستی که یک شاهکار بود نقش هایش در مجموعه پدر خوانده نیز بسیار دل نشین ودیدنی بود.اما ال در این سالها هر نقشی را قبول کرد فیلم هایی مانند ۸۸ دقیقه و دانی براسکو و۱۳ یار اوشن که به نظر من او را از اسطوره شدن وامی دارد.این نقش ها نقش های خوبی هستند ولی برای ال بسیار کوچک!آل پاچینو که یک بار برنده اسکار شد و آن هم برای فیلمی با نام بوی عطر یک زن که در حالی که به مطرحی آثار قبلی وی نیست ولی بازی فوق العاده زیبای وی براستی که او را لایف این جایزه می کند.او در این فیلم نقش یک سرهنگ بازنشسته کور را بازی می کند که بیننده را جذب بازی زیبای ال خواهد کرد.او در فیلم بی خوابی نیز در کنار رابین ویلیامز نقش یک کاراگاه را بازی می کند که باز از نقش های عالی وی است.در کل او یک ستاره است ولی چه بهتر بود قهرمانان در اوح کنار میرفتند!
چرا قهرمانان در اوح کنار نمی روند؟!
فیلم هفت از جمله فیلم هاییست با فضایی متفاوت که به کارگردانی دیوید فینچر ساخته شده است.این فیلم که داستان قاتلی را روایت می کند که قربانیان خود را بر اساس هفت گناه کبیره ای که مسیحیان به آن اعتقاد دارند به قتل می رساند.فیلم بر اساس کتاب کمدی الهی نوشته دانته ساخته شده و این کتاب به این گناهان اشاره کرده است.صحنه های فیلم که فضاهایی بسته هستند و نوعی ترس و غم را به بیننده ارائه می دهند به وسیله یک ایرانی برداشت شده است.Darius Khondji که یک ایرانی است و تیتراژ فوق العاده زیبای اول فیلم نیز از آثار اوست.در فيلم هفت بازیگرانی چون مرگان فریمن وبرد پیت و کوین اسپیسی به ایفای نقش می پردازند.بازي مرگان فريمن كه مثل هميشه ديدني است ولي به نظر من برد پيت نيز بازي زيبايي از خود باقي گزاشته است.ديويد فينچر كارگرداني فيلم هايي چون باشگاه مشت زني و زودياك رو داشته كه قبل از هفت بيشتر كارگرداني موزيك ويدئو مي كرده است.از ساير نكات بايد گفت كه فيلم بعد از اكران باعث ترس اهالي لوس آنجلس شده و در خواست امنيتي بسيار بالا رفته!فيلم تا قبل از سكانس آخر در فضايي تاريك و سرشار از خفقان ساخته شده و سكانس آخر با اينكه در فضايي متفاوت ضبط شده ولي اتفاقات فيلم و پلان هاي دور و نزديك فيلم بردار در درون ماشين و كابل هاي برق و همجنين ديالوگ ها و اتفاقات پاياني بيننده را با حالي گرفته راهي خانه مي كند!
می خوام یکی از فیلم های واقعا دیدنی رو از Ron howard كارگرداني كه با ساختن اين فيلم تونست خودش رو به عنوان يكي از كارگردانان صاحب نام و خوش ذوق نشون بده!فيلم ذهن زيبا محصول سال 2001 و برنده چهار اسكار بهترين فيلم وبهترين كارگرداني وبهترين بازيگز مكمل زن و.. كه با بازي فوق العاده زيباي راسل كرو زيبايي دو چندان دارد. فيلم داستان زندگي جان نش برنده جايزه نوبل را روايت مي كند كه با يكي از شاگردان خود (جنيفر كانلي)ازدواج مي كند و پس از مدتي مي فهمند كه وي دچار بيماري رواني است و تا اين بيماري به مبارزه مي شيند.رون هاوارد كارگردان فيلم كه قبلا بازيگر بوده و كارگرداني ها شم بيشتر فيلم هاي تلويزيوني بوده بعد از اين فبلم آثار زيبايي چون گمشدگان را با كيت بلنچت و سيندرلا من را با راسل كرو وكد داوينجي را با تام هنكس كار كرد كه بسيار ديدني هستند.وي ۲ جايزه اسكار برده كه يكي از آن به خاطر تهيه كنندگي همين فيلم و ديگري كارگرداني آن است.از صحنه هاي ديدني فيلم صحنه قدم زدن كودك خيالي در كنار كبوتران پارك است در حالي كه كبوتران پرواز نمي كنند! و صحنه تغيير فصول و يا صحنه كد يابي هاي جان نش و حتي سخنراني آخر فيلم وي به ياد موندي و دل نشين است.فيلم را حتما ببينيد چو ارزش ديدن داره.بازي اد هزيس رو هم فراموش كردم كه مثل هميشه ديدنيه و به زيبايي فيلم مي افزايد.در آخر هم به جمله سخنراني جان نش اشاره مي كنم:
من از دنياي فيزيك و رياضيات به دنياي متا فيزيك و از آن به عشق رسيدم!
موسیقی روایت گر بهترین نامیست که می توان بر روی آثار وی گزاشت.گستاوو موزیسینی است که تا اکنون ۲ بار برنده جایزه اسکار برای بهترین موسیقی فیلم یکی برای بابل و دیگری یرای کوهستان بروک یک در سال ۲۰۰۵ است.وی ۱۵ جایزه بین المللی دیگر نیز دارد.وی که متولد آرژانتین است و در تمامی آثار ایناریتو با او همکاری کرده و موسیقی زیبای فیلم هایی مانند ۲۱گرم و عشق سگی را ساخته.آثار او را حتما گوش کنید چون واقعا ارزششو داره. لازم به ذکره که وی در فیلم بابل از سازهای سنتی شرقی استفاده کرده است.
برای دانلود موسیقی فیلم بابل اینجا کلیک کنید.

فیلمی بسیار دیدنی از کره جنوبی که با سبکی متفاوت ساخته شده است.این فیلم ۱۷ جایزه بین المللی نیز دارد.فیلم که از روی یک داستان کمیک ساخته شده به هیچ وجه ساختار کمدی ندارد.فیلم پسر پیر داستان مردیست که همسرش را می کشند و در درون اتاقی سالها حبس می کنند وی که نیاز های فراوان و عقده وجودش را فرا گرفته پس از آزادی از این زندان به دنبال شخصی که وی را مبحوص کرده می گردد و با دختری که در اص دختر خود اوست آشنا می شود و.. فیلم بسیار ساختار زیبایی چه از لحاظ زیبایی شناختی و چه از لحاظ فیلم امه دارد شاید در کل داستانی عامه را روایت نکند ولی باید دیده شود.بازی زیبای بازیگر نقش اول که جوایز زیادی را نیز نسیب وی کرده و منتاژ فیلم و فیلم بردازی آن بسیار فرا تر از سینمای شرق است.ازصحنه های زیبای فیلم صحنه نبرد در راهرو ز یا صحنه گریه کردن مرد در آخر فیلم است .

کرش به معنای سقوط یا تصادف محصول سال ۲۰۰۴ آمریکا که برنده ۳ جایزه اسکار نیز شد .کارگردانی و نویسندگی فیلم را Paul Haggis بر عهده داشت.وی که نویسندگی آخرین فیلم کلینت ایستوود را با نام نامه هایی از ایوجاما بر عهده داشت امسال نیز کاندیدای اسکار شد.وی در سالهای اخیر بسیار در فن نویسندگی قدرت خود را نشان داده است.فیلم کرش که از اولین فیلم های سینمای آمریکا است که با تدوینی جدید ساخته شده استرالبته کارگردان در واقع با برداشتی از فیلم عشق سگی ایناریتو کارگردان اسپانیایی یه مشهور هالیوود فیلم خود را ساخته!این فیلم که بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر ساخته شد وداستان ملیتهای مختلف در آمریکا از جمله ایرانیان را روایت می کند.رفتار نژاد پرستانه آمریکایی ها و سختی زندگی اقلیت ها به خاطر اینکه آمریکایی زاده نشدند!! و اتفاقات جالب دیگر که این فیلم را برای دیدن آماده می سازد.به نظر شخص بنده تصویر یرداری فیلم بسیار عالی است در حالی که موسیقی فیلم بسیار ضعیف است و فضای فیلم را به هم می زند.فیلم از صحنه تصادف شروع و به صحنه تصادف ختم می شود.در شهر لس آنجلس ضبط شده وفضایی سرگرم کننده و عبرت آموز را برای بیننده فراهم می آورد.سعی کنید فیلم رو ببینید چون از دسته فیلم هایی محسوب می شود که باید دیده شود.
برای اطلاعات بیشتر در مورد جوایز فیلم به ادامه مطلب مراجعه کنیید..
ادامه مطلب

مجموعه فيلم هاي ارره از سال ۲۰۰۴ و به عنوان فيلم ترسناک به بازار ارزه شد.اين فيلم ها به وسيله صحنه هاي چندش آور بيشتر بيننده را مي رنجانند تا بترسانند! از اين دسته از فيلم ها مي توان به فيلم کشتار با ارره برقي در تگزاس و هاستل ويا حتي فيلم هفت در بعضي صحنه ها اشاره کرد. امروزه اين دسته فيلم ها روز به روز افزايش پيدا مي کنند و فيلم هاي ترسناک هيچکاکي ديگر کمتر طرفدار دارند!فيلم هاي ارره که شماره۴ آن براي امسال در حال ساخت است با شماره اول خود طرفداران خاص خود را جمع کرد. اين فيلم از فيلم مکعب ساخت کشور کانادا ايده گرفته است.و از نقاط قوت آن فيلم برداري و طراحي زيباي آن است مخصوصا شماره دوم اين مجموعه که رنگ بندي سرد فيلم حالت ياس و نا اميدي را به راحتي به بيننده القا مي کند.جيمز ون کارگردان فسمت اول اين مجموعه که نويسندگي فسمت هاي بعدي را نيز بر عهده دارد شماره اول فيلم را زيبا تر از قسمتهاي يعدي ساخته و پرداخته است.داستان فيلم انسان هاي مبحوس در فضايي را روايت مي کند که بر اساس زماني که دارند بايد سعي کنند جان خود را نجات دهند!
ميان بري به سوي مرگ! بازي شروع شد!

فيلمي کوتاه درباره کشتن ساخته اي سرشار از نااميدي و ياس مي باشد که فضاي سرد لهستان را با مردمي بي روح به تصوير مي کشد و بيننده را تا چوبه ي دار با خود همراه مي سازد.کيشلوسکي کارگردان اين فيلم که آثار معروفي چون سه رنگ(آبي.قرمز.سفيد)زندگي دوگانه ورونيکا وده فرمان را در کارنامه هنري خود دارد نويسندگي اين مجموعه را نيز به عهده دارد.اين کارگردان لهستانی که حوزه کاريش سينماي فرانسه است تا به حال ? بار کانديداي اسکار شده است.اين فيلم که با ديالوگ هاي کم ماجراي يک مرد نا اميد و بيمار را از قبل از قتل تا چوبه دار روايت مي کند و اين وحشت مرگ را به آدمي نشان مي دهد.فیلم برداری زیبای فیلم نیز از دیگر ویژگی هاي فيلم است كه نظر هر بيننده اي را به خود جلب مي كند. خلاصه آثار كيشلوسكي بايد ديده شوند چون كارگرداني با سبك خود است.

آخرالزمان آخرین ساخته مل گیبسون کارگردان مذهبی هالیوود که بر اساس نوشته ی مل گیبسون و فرهاد صفی نیا ساخته شده است.اين فيلم داستان انسان هايي قبل از كشف آمريكا را حكايت مي كند .زبان فيلم زبان مايايي است .كه با زير نويس به پخش در آمده است.اين فيلم در آمريكا مدتي ممنوع الپخش شد و در آكادمي كانديداي۳ اسكار شد.صدا گزاري فيلم و طراحي لباس بازيگران و همچنين استفاده از بازيگران ناشناس از نكات قابل توجه فيلم است.این فیلم می نوانست در اسکار جزو فیلم های مطرح باشد..
دوستان لطف كردن و نسبت به كانديداهاي فيلم به من اشاره كردند و من ويرايش كردم براي اطلاعات بيشتر روي ادامه مطلب كليك كنید..
ادامه مطلب

فیلم امتیاز بازی با كارگرداني و نويسندگي وودی آلن بازیگر مهشور سینما فیلمی در باب خیانت وعشق است که در کل فیلمی رومانتیک محسوب می شود.بازیگران فیلم برایان کاکس واسکارلت جوهانسون می باشند که نسبتا بازی خوبی از خود ارائه داده اند.فیلم محصول BBC ميباشد و در انگلستان نيز ضبط شده است.امتیاز بازی برنده 5جايزه و10 كانديدا شده كه ار جمله آن مي توان به كانديداي بهترين فيلم نامه در جشنواره اسكار2006 اشاره كرد.داستان فيلم زندگي مردي را حكايت مي كند كه در دوراهي عشق به دو زن يكي همسر خود و ديگري دوست دختر دوست خود است كه براي انتخاب اين دو موقعيت شغلي خود را در نظر ميگيرد و همسر خود را ترجيح مي دهد فيلم پايان زيبايي ندارد البته اين نظر بنده است ولي بايد ديده شود.

نگاهی به فیلم نامه:
در دین مسیحیت اعتراف و اقرار به گناهان از مقدس ترین ارزش های دینی است که در فیلم اعتراف می کنم این موضوع به زیبایی به تصویر کشیده شده است.مسیحیان بر این اعتقادند که پس از انجام یک گناه با اعتراف به گناهانی که انجام داده اند و ابراز نا امیدی از انجام این گناهان در نزد یک کشیش باعث بخشش این گناه و ایجاد راحتی وجدان می شود.همچنین کشیش نیز باید این اعترافات را همچون رازی در درون خود تا مرگش نگاه دارد و هیچ گونه استفاده شخصی از این اطلاعات نکند.هر چند چنین کشیش و انسانی کم پیدا می شود ولی در این فیلم با چنین شخصی طرف هستیم که این بار از رازی بزرگ یعنی راز یک جنایت با خبر هستیم.این کشیش که خود به عنوان یکی از مظنونین اصلی جنایت تحت بازپرسی پلیس است در هیچ شرایطی از موقعیت خود سوءاستفاده نمی کند و تنها خود را بی گناه معرفی می کند ولی کاراگاهان از آنجایی که قاتل را تا کلیسا دنبال کرده اند می دانند که قاتل خود کشیش است یا کشیش از قاتل اصلی باخبر است تا اینکه حتی کشیش را به دادگاه می کند و مردم شهر کشیش را که نماینده انسان های درست کار و مسیحیت است را سرزنش می کنند و شروع به نا سزا گویی بر علیه او می کنند.در حالی که کاراگاه پرونده کم کم به قاتل اصلی مشکوک می شود و به قول خودمان به قاتل یک دستی می زند تا اینکه قاتل خود را لو میدهد!
..Crushed lips don't talk
هرچند چنین اشخاص بزرگ دلی بسیار کم وجود دارند ولی این فیلم می تواند تبلیغ بسیار زیبایی برای اعتراف به گناه و تصویر بسیار زیبایی از کشیشان و روحانیون دین مسیحیت ارائه دهد که هر بیننده ای را مجذوب چنین شخصیت بزرگی بکند.
لبهایت را فشار بده و کلمه ای سخن نگو!
آلفرد هیچکاک کارگردانی این فیلم را که بر اساس یک نمایش نامه اثر Paul Anthelme است بر عهده دارد. وقتی لوئیس بونوئل کارگردان اسپانیایی که همگان آثار او را ستایش می کنند هیچکاک و آثارش را ستایش می کند بیشتر می توان به ارزش آثار این سلطان دلهره جهان پی برد.کارگردان ۳۰۰ پوندی هالیوود و کاندیدای ۵ اسکار علاقه زیادی به دوربین دارد در صورتی که در اکثر فیلمهایش در سکانسی بازی می کند.در فیلم اعتراف می کنم نیز در سکانسی بر روی پله ها قدم می زند.
Harry potter
سلام . باز هم هری پاتر و طرفداران خاص خودش این بار باید منتظر شماره جدید سری فیلم های هری پاتر با شند.شماره۵ هری پاتر با نام هری پاتر و فرمان ققنوس از همین هفته اکران می شود .رویاهای این جادوگر زن که نویسنده سری کتب هری پاتراست آن چنان زیبا وافسانهای است که آدمی را با خود به دنیای هری پاتر می کشاند!جی کی رولینگ این نویسنده ی زن که از پولدارترین زنان جها نیز می باشد طرفداران زیادی را به خود جذب کرده است که با پوشیدن لباس های گروه های هاگوارد (مدرسه ی هری پاتر) علاقه خود را نشان می دهند.اميدوارم اين بار نيز از فيلم پرفروش هری پاترلذت ببريد!

آلفرد هیچکاک کارگردان کاندیدای ۶ اسکار! ولی ناکام در بردن جایزه! وی آخرین فیلم خود را در سال ۱۹۷۶ با نام family plot ساخت.كه فيلمي رنگي بود! اين كارگردان كه به سلطان دلهره معروف است و همه او را با فيلمهايي چون بيمار رواني و پرندگان مي شناسند با بردن 28 جايزه از جشنواره هاي مختلف نامي بزرگ از خود به جاي گزاشته است.وي پس از سال ها جايزه اي به عنوان قدر داني در سالهاي كارگرداني دريافت كرد كه فقط در هنگام دريافت گفت ممنون!! او 66 فيلم ساخته كه در 35 مورد آن ها نقش كوتاهي نيز بازي كرده است!21 فيلم را خود نويسندگي كرده و 27 فيلم را تهيه كنندگي كرده است .او فيلم هاي كوتاهي نيز براي تلويزيون ساخته كه شامل 17 episode است و با نام Alfred Hitchcock Presents پخش شد. با سالوادور دارلي نيز در فيلم Spellbound به عنوان طراح خواب همكاري كرده است.براي آگاهي از فيلمهايي كه اين كارگردان ساخته است مي توانيد بر روي ادامه مطلب كليك كنيد....
ادامه مطلب

Baz ham mesle hamishe aljanro gonzales inarittu behtarin nam ra roooye filmash gozasht.eshghe sagi(Amores perros) ke name avalin asare sinamayi boland moddate in kargardane mexici ast va kandidaye behtarin filme khareji jashnvarey oscar mibashad! gooroohe inarittu ke hamishe ora hamrahi mikonand dar in kar avalin namayash nameye motefavet ke sabki jadid dar sinamaye jahan ast ra be tasvir mikeshand.film dastan eshghe nafarjam va pooch chand nafar ra be tasvir mikeshad .film az chand khiyanat tashkil shode va tamamiye shakhsiyat ha be sabke khode kargardan be yek tasadof khatm mishavand.shayad betavan goft filme crash ke barandeye oskare chand sale pish bood az in film bardasht kard.dastane yek eshghe baradar be hamsare khod va esghe yekmarde moteahhel be yek modele maroof va eshghe yek darvish be sage hod ke tamami eshgh hayi nafarjamand va in tasadof hame chiz ra be natije amaleshan mirasanad!bish az in nemineviam ta hatman film ra bebinid chon vaghean yek asare motefavete!in film daraye 3 music video ehtesasi niz hast ke tarafdarane aljandro mitavand kare in kargardan ra dar tarrahiye yei az in music video ha bebinand!in fim dar jashnavarehaye mokhtalef az jomle can niz jayezehaye ziyadi ro bord va ya kandid shod ke baraye etteluate bishtar bad nist ye sari be site IMDB.com bezanid!
اطاق راوی به مقبره، گور، تابوت و جهان پيرامونش به "درختهای عجيب و غريب توسری خورده نفرينزده"*، "كوههای بريدهبريده" و خانههای خاكستری "كه سرما و برودت را تا قلب انسان انتقال ميدادند" تشبيه شده است.
ادامه مطلب

عباس كيارستمي متولد 1319 تهران، فارغ التحصيل نقاشي از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است. وي فعاليت هنري خود را از سال 1340 به عنوان نقاش تبليغاتي آغاز كرد. او نخستين كار سينمايي خود را در سال 1347 با فيلم كوتاه «نان و كوچه» تجربه كرد.
ادامه مطلب

machinist karist motefavet az sinamaye spaniya ke ba zaboon engelisi va baziye motefavete christian bale yeki az filmhaye pr janjale cinama mahsoob mishe.brad anderson kargardane film bar asase ketabe Jenayat va mokafat(Dastayofski)ke dastne mikafate yek ghatel ra be tasvir mikeshad in bar niz be soorati modern be in ketab dar in film nagah mishava va dastane ghatel ba sabki ziba va kamean jadid be tasvir keshide mishavad.hatman in filmo bebinid chon vaghean lezzat mibarid.in film daraye rang bandihaye motefavet va az noe sinamaye mana gara mahsoob mishavad va baraye alaghe mandane sinama yek lezzate vagheyi!!
Rasti yek toye jaleb dar morede in film in ke christian bale bekhatere naghshash bayad 30 kilo laghar miard ke in kar ra niz kard va vaghean chehreash motefavet ast dar hali ke tamimiye dandehayash niz maloom ast!!!!!!!!!!!!!
be ghole agha nima nemikham dastane film lo bere chon vaghean didaniye pas bish az in tozih nemidam.
ادامه مطلب
هنرمند اگر نتواند راز و رمز اين نگون ساري دنياي امروز و بشرروزگار را بفهمد، هنر او هنر مسخ شده است و او به رسالت خود عمل نكرده است . سينما هنر دوران مدرن است و البته كه دستاوردهاي بزرگى داشته است . اما قدرت جادويى سينما با مدد از سكس و خشونت در خدمت تعليق وهيجان درآمده است و با حضور كامپيوتر اين جريان روندي فزاينده گرفته است . انسان در جست وجوي جهانى بهتر است و هنرمند راستين آن است كه آن جهان را ببيند و آدمى را
ادامه مطلب
معنی شیطان پرستی:
شيطان پرستی به معنی پرستش شيطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسيار
قويتر و موثرتر از نيروهای خوب دنيوی همچون خدا است . در شيطان پرستی شيطان
به عنوان نماد قدرت و حاکميت بر روی زمين .
ادامه مطلب
ادامه مطلب

