
چیزهایی که ما در آتش گم کردیم!
یکی از فیلم های شانس دار اسکار این فیلم است.اثری درام با فضایی پر از درد.فیلم چیزهایی که در آتش گم کردیم با بازیگری فوق العاده زیبای بنسیو دل تورو و هالی بری داستان یک زن تازه بیوه شده را حکایت می کند که نزدیک ترین دوست شوهر خود را برای زندگی کردن در کنار آن ها به منظور کمک دعوت می کند.فیلم بر خلاف بیشتر فیلم های اخیر بوی خیانت نمی دهد و زندگی کاملا رئال را با درد های آن به تصویر می کشد.شوهر زن که به صورت کاملا اتفاقی می میرد و در اصل کشته می شود.زن نیز که این صانحه تاثیری واقعا بدی بر روی آن می گزارد و فشار زندگی آن را مجبور به رو انداختن به دیگران و کمک خاستن می کند.دوست همسر او که مردی خوب ولی معتاد است و خود نیز نیاز به کمک دارد و در زمانی که همسرش زنده بود با او زیاد رابطه خوبی نداشت برای کمک کردن به زن تصمیم به عوض شدم می گیرد هر چند این زن است که در آخر او را عوض می کند و....
Hope comes with letting go
اون هایی که فیلم رو ندیدن این بخش رو نخونن!از سکانس های زیبای فیلم می شه به لحظه ای که زن از کشته شدن شوهر خود با خبر می شه و بازی زیبایی که هالی از خودش نشون می ده.صحنه گریه و زجه که واقعه تاثیر گزاره.از دیگر صحنه های فیلم می شه به سکانسی که شوهر هالی بری در خیابان برای کمک کردن به یه دختر کشته می شه که اون صحنه شلیک بیننده ای که هیچ چیزی فیلم از دیدن فیلم نمی دونسته رو میخ می کنه.و با می شه به سکانسی که هالی بری از جرج(بن سیو دل تورو) می خواد که در کنارس بخواب نه به عنوان یک همبستر بلکه برای اینکه احساس کنه در کنار شوهرش خوابیده و آخرین سکانسی که می شه بهش اشاره کرد سکانس آخر فیلم که دختر بچه با جرج به خاطر تنها گزاشتنشون قهر می کنه ولی موقعی که جورج داره میره پشت ماشین شروع به دوید می کنه.
cast
Susanne Bier کارگردانی این فیلم رو بر عهده داشت.او اهل دانمارکه و تا به حال ۲۳جایزه بین المللی دریافت کرده .Allan Loeb نویسندگی این فیلم رو بر عهده داشته که اولین تجربه نویسندگی اونه ولی انصافا کار خوبی بود با ابنکه مشکلاتی هم داشت.موسیقی فیلم نیز بر عهده برنده اسکار سال قیلم یعنی گستاوو سالتااولالا موزیسین آرژانتینیست که یک شاهکار دیگه از خود به جای گزاشته و فیلم رو به مراتب زیبا تر کرده.
سگ آندولوسی (لوئیس بونوئل)
۱۹۲۹ Un chien andalou
وقتی بونوئل خوابش یعنی بریده شدن ماه تسط ابرها و تشبیح آن به بریده شدن یک چشم را برای سالوادور دالی دوست و هنرمند بزرگ تعریف می کند سالوادور نیز خواب خود را یعنی بیرون زدن موریانه ها از زخم روی دست تعریف می کند و اینحایت که هر دو تصمیم می گیرند تا سگ آندولوسی را بسازند.این فیلم ۱۶ دقیقه ای اولین فیلم بونوئل بود هر چند بونوئل بیشتر فیلم های خوب خود را در اواخر عمر خود ساخت ولی با ساخت این فیلم در فرانسه توجه منتقدان را به خود جذب کرد.از نقاط مورد توجه این فیلم این است که سالوادور دالی این نقاش که از بزرگ ترین نقاش های فراواقع گرای دوران خود است به بونوئل برای ساخت کمک می کند بعد از این فیلم نیز در فیلم افسون شده هیچکاک در ساخت رویا به هیچکاک کمک می کند.در فیلم سگ آندولوسی سالوادور در نقش یک پدر روحانی در کنار پیانو دیده می شود!در صحنه بریده شدن چشم نیز از چشم گاو استفاده می کنند این فیلم با ارتباط میان خواب و بیداری فضایی پیچیده و مبهم را می سازد و کاری می کند تا سخن فیلم به آسانی روشن نباشد.

اصلاح بزرگ (مارتین اسکورسیسی) the Big shave 1967
اسکورسیسی یااسکوسیزی بعد ار فارق التحصیلی از دانشگاه و بعد از آن رفتن به جنگ ویتنام شروع به ساختن فیلم های کوتاه کرد.این فیلم ها قبل ار اولین فیلم بلند او یعنی I call first بود که مورد توجه منتقدان نیز واقع شدند.فیلم اصلاح بزرگ در اصل استعاره ای از جنگ ویتنام است.یک مرد وارد یک حمام تمیز استریل می شود و با استفاده از یک ظرف چینی و یک تیغ نیز مشغول اصلاح صورت خود می شود تا اینکه صورت خود را کاملا اصلاح می کند ولی بعد اصلاح کامل صورت کار خود را ادامه می دهد این قدر ادامه می دهد تا صورتش شروع به بریدن کند!شاید کمتر کسی این فیلم را دیده باشد.ولی از اسکوسیزی یک فیلم کوتاه دیدن خالی از لطف نیست.
آننا (الخاندرو گنزالس ایناریتو)
۲۰۰۷
هر ساله برترین کارگردانان البته دقیقا نمیشه گفت برترین اما کارگاردانان مختلف را از سراسر جهان برای ساخت فیلم کوتاه با موضوعات مختلف انتخاب می کنند.معمولا فرانسه از جمله کشور هاییست که این گونه گرد همایی ها رو به عمل می آورد.این بار با موضوع احساس خود در مورد سینما کارگردانان را به دور هم جمع کرد که من از بین آن ها کارگردان محبوب تازه نام خودم یعنی ایناریتوی جوان رو انتخاب کردم.این سومین فیلم کوتاه اوست که به حق به طرز استادانه ای ساخته.فیلم کوتاه آنا که فیلم نامه کوتاه آن را نیز خود ایناریتو تهیه کرد.داستان آن داستان دختریست که در درون سینما فیلمی را می بیند و این فیلم خاطره و اتفاقی را برای او زنده می کند و فیلم آن را به زیبایی به تصویر می کشد. در این فیلم نیز باز تمامی سبک های کارگردان به وضوح دیده می شود.
برنامه های هشتادمین اسکار به زودی!!!


