تبليغاتX
نقد کوتاه

naghdekootah

گروه منتقدین

naghdekootah

http://naghdekootah.blogfa.com

نقد کوتاه

نقد کوتاه

نقد کوتاه

شاید هدف سینما چیزی غیر از سرگرمی است.بیاییم بیشتر تامل کنیم...
چه تفاوتیست میان دیدن و نگاه کردن شنیدن و گوش کردن
آدرس هایی که می توانید این وب لاگ را مشاهده کنید:
www.naghdekootah.coo.ir
www.shortview.coo.ir
www.30nama.tk نگاهی کوتاه بر سینما

نقد کوتاه

نقد کوتاه
نگاهی کوتاه بر سینما
THE KITE RUNNER

the Kite runner

اینجا راهی برای دوباره خوب شدن

بادبادک ها بر فراز سن فرانسیسکو و کابل در پرواز هستند.دنیای کودک های افغان در آن بادبادک خلاصه شده است.دو کودک افغان به نام امیر و حسن که تمامی دوران کودکی خود را باهم گزرانده اند این بار باید از هم جدا شوند مانند بادبادک ها باید هر کدام به سمتی دیگر بروند. فیلم بادبادک باز یا The kite Runner که بر اساس نولی با همین نام به نویسندگی خالد حسین ساخته شده از کاندیدا ها و شاید برنده های اسکار بهترین فیلم خارجی امسال است.فیلم که با کارگردانی مارک فارستر جوان که هرگز به شخصه فیلم شاهکار او با نام بمان یا STAY رو فراموش نمی کنم.هر چند تمامی اشخاصی که کتاب و نول فیلم را خوانده اند مثل همیشه کتاب را برتر می دانند و می گویند هرگز فیلم به جای کتاب نمی شود بنده هم منکر آن نمی شوم هر چند شانس خواندن کتاب رو تابه حال از دست داده ام ولی نباید صحنه ها و موسیقی خاص این فیلم را که باعث به وجود آمدن اثری عمقی و بثری شده است را فراموش کرد.

داستان فیلم

اگر فیلم را ندیده اید این بخش را نخوانید! دایتان فیلم که بر روی امیر و حسن دو کودک که در زمانی که هیچ جنگ و فقری در افقانستان نبوده ! زندگی می کرده اند این دو دوست که از لحاظ مالی با یکدیگر تفاوت داشته بوده اند هر کدام پس ار یک دعوای کودکانه از هم جدا می شوند ولی دوست فقیر تا آخر هوای دوست خود را دارد تا آنجا که جنگ در افقانستان سر می گیرد و امیر به آمریکا شفر می کند و در آنجا مشغول به تحصیل می شود و همسری افغان را پس از فارق التحصیلی برای خود میگیرد که پس از مدتی به یاد دوست خود می افتد و به سمت افغانستان به حرکت می افتد.و پس از مدت ها به کشورش که این بار در زیر حملات جنگ آمریکاییان است باز میگردد و سهر خود را که به ویرانه ای تیدیل شده است باز میابد.هر چند دیگر حسن ....

There is a way to be good again

من آرزو دارم که پسرم شخص خوبی شود..یک مرد آزاد...من امید دارم که روزی برگردی و سرزمین فرزندان مان را دوباره ملاقات کنی...من امید دارم که دوباره گل ها در سرزمین ما برویند..و دوباره بادبادک ها به پرواز در بیایند....(حسن)

فیلم به طرز ناعادلانه ای دلیل این همه بدبختی در افغانستان را کشور روسیه و خود مردم و طالبان می داد و حتی کوچکترین صحته ای از کشتار های فجیح آمریکاییان در آنجا نشاد نمی دهد بلکه طوری داستان را به تصویر می کشد که گویی یک قهرمان آمریکایی برای نجات آمده است برای آزادی!خیلی دوست دارم کسانی که کتاب رو خونده اند به ما بگن که چند درصد از این ها حقیقت داشته است. من که به عنوان بک شخص ایرانی که بیشتر با فرهنگ و آداب و رسوم مردم افغان آشناست این فیلم رو پر از اشکال می بینم ولی خیلی مطمئن نیستم! نویسنده این فیلم در نقش دکتر در پارک چند لحظه ای در فیلم بازی کرد.موسیقی فیلم هم که بسیار مورد توجه قرار گرفته به وسیله Alberto Iglesias زده شده که یکی از شانس هاس اسکار امسال هستش.از دیگر نکات زیبای فیلم تیتراژ زیباب آن و فیلم برداری آن بود.امید وارم از دیدن فیلم لذت ببرید.

تماشای فیلم

the kite runner book case

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 14:16 توسط دانیال باقری |
Things We Lost in the Fire

things we lost in the fire

چیزهایی که ما در آتش گم کردیم!

یکی از فیلم های شانس دار اسکار این فیلم است.اثری درام با فضایی پر از درد.فیلم چیزهایی که در آتش گم کردیم با بازیگری فوق العاده زیبای بنسیو دل تورو و هالی بری داستان یک زن تازه بیوه شده را حکایت می کند که نزدیک ترین دوست شوهر خود را برای زندگی کردن در کنار آن ها به منظور کمک دعوت می کند.فیلم بر خلاف بیشتر فیلم های اخیر بوی خیانت نمی دهد و زندگی کاملا رئال را با درد های آن به تصویر می کشد.شوهر زن که به صورت کاملا اتفاقی می میرد و در اصل کشته می شود.زن نیز که این صانحه تاثیری واقعا بدی بر روی آن می گزارد و فشار زندگی آن را مجبور به رو انداختن به دیگران و کمک خاستن می کند.دوست همسر او که مردی خوب ولی معتاد است و خود نیز نیاز به کمک دارد و در زمانی که همسرش زنده بود با او زیاد رابطه خوبی نداشت برای کمک کردن به زن تصمیم به عوض شدم می گیرد هر چند این زن است که در آخر او را عوض می کند و....

Hope comes with letting go

اون هایی که فیلم رو ندیدن این بخش رو نخونن!از سکانس های زیبای فیلم می شه به لحظه ای که زن از کشته شدن شوهر خود با خبر می شه و بازی زیبایی که هالی از خودش نشون می ده.صحنه گریه و زجه که واقعه تاثیر گزاره.از دیگر صحنه های فیلم می شه به سکانسی که شوهر هالی بری در خیابان برای کمک کردن به یه دختر کشته می شه که اون صحنه شلیک بیننده ای که هیچ چیزی فیلم از دیدن فیلم نمی دونسته رو میخ می کنه.و با می شه به سکانسی که هالی بری از جرج(بن سیو دل تورو) می خواد که در کنارس بخواب نه به عنوان یک همبستر بلکه برای اینکه احساس کنه در کنار شوهرش خوابیده و آخرین سکانسی که می شه بهش اشاره کرد سکانس آخر فیلم که دختر بچه با جرج به خاطر تنها گزاشتنشون قهر می کنه ولی موقعی که جورج داره میره پشت ماشین شروع به دوید می کنه.

   cast

Susanne Bier کارگردانی این فیلم رو بر عهده داشت.او اهل دانمارکه و تا به حال ۲۳جایزه بین المللی دریافت کرده .Allan Loeb نویسندگی این فیلم رو بر عهده داشته که اولین تجربه نویسندگی اونه ولی انصافا کار خوبی بود با ابنکه مشکلاتی هم داشت.موسیقی فیلم نیز بر عهده برنده اسکار سال قیلم یعنی گستاوو سالتااولالا موزیسین آرژانتینیست که یک شاهکار دیگه از خود به جای گزاشته و فیلم رو به مراتب زیبا تر کرده.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 16:57 توسط دانیال باقری |
چندین فیلم کوتاه

 

سگ آندولوسی (لوئیس بونوئل)سگ آندولوسی۱۹۲۹   Un chien andalou

 وقتی بونوئل خوابش یعنی بریده شدن ماه تسط ابرها و تشبیح آن به بریده شدن یک چشم را برای سالوادور دالی دوست و هنرمند بزرگ تعریف می کند سالوادور نیز خواب خود را یعنی بیرون زدن موریانه ها از زخم روی دست تعریف می کند و اینحایت که هر دو تصمیم می گیرند تا سگ آندولوسی را بسازند.این فیلم ۱۶ دقیقه ای  اولین فیلم بونوئل بود هر چند بونوئل بیشتر فیلم های خوب خود را در اواخر عمر خود ساخت ولی با ساخت این فیلم در فرانسه توجه منتقدان را به خود جذب کرد.از نقاط مورد توجه این فیلم این است که سالوادور دالی این نقاش که از بزرگ ترین نقاش های فراواقع گرای دوران خود است به بونوئل برای ساخت کمک می کند بعد از این فیلم نیز در فیلم افسون شده هیچکاک در ساخت رویا به هیچکاک کمک می کند.در فیلم سگ آندولوسی سالوادور در نقش یک پدر روحانی در کنار پیانو دیده می شود!در صحنه بریده شدن چشم نیز از چشم گاو استفاده می کنند این فیلم با ارتباط میان خواب و بیداری فضایی پیچیده و مبهم را می سازد و کاری می کند تا سخن فیلم به آسانی روشن نباشد. 

Big shave

اصلاح بزرگ (مارتین اسکورسیسی)   the Big shave 1967

 اسکورسیسی یااسکوسیزی بعد ار فارق التحصیلی از دانشگاه و بعد از آن رفتن به جنگ ویتنام شروع به ساختن فیلم های کوتاه کرد.این فیلم ها قبل ار اولین فیلم بلند او یعنی I call first بود که مورد توجه منتقدان نیز واقع شدند.فیلم اصلاح بزرگ در اصل استعاره ای از جنگ ویتنام است.یک مرد وارد یک حمام تمیز استریل می شود و با استفاده از یک ظرف چینی و یک تیغ نیز مشغول اصلاح صورت خود می شود تا اینکه صورت خود را کاملا اصلاح می کند ولی بعد اصلاح کامل صورت کار خود را ادامه می دهد این قدر ادامه می دهد تا صورتش شروع به بریدن کند!شاید کمتر کسی این فیلم را دیده باشد.ولی از اسکوسیزی یک فیلم کوتاه دیدن خالی از لطف نیست.

 

آننا (الخاندرو گنزالس ایناریتو)ANNA۲۰۰۷

 هر ساله برترین کارگردانان البته دقیقا نمیشه گفت برترین اما کارگاردانان مختلف را از سراسر جهان برای ساخت فیلم کوتاه با موضوعات مختلف انتخاب می کنند.معمولا فرانسه از جمله کشور هاییست که این گونه گرد همایی ها رو به عمل می آورد.این بار با موضوع احساس خود در مورد سینما کارگردانان را به دور هم جمع کرد که من از بین آن ها کارگردان محبوب تازه نام خودم یعنی ایناریتوی جوان رو انتخاب کردم.این سومین فیلم کوتاه اوست که به حق به طرز استادانه ای ساخته.فیلم کوتاه آنا که فیلم نامه کوتاه آن را نیز خود ایناریتو تهیه کرد.داستان آن داستان دختریست که در درون سینما فیلمی را می بیند و این فیلم خاطره و اتفاقی را برای او زنده می کند و فیلم آن را به زیبایی به تصویر می کشد. در این فیلم نیز باز تمامی سبک های کارگردان به وضوح دیده می شود.

 

 

 

 

 

برنامه های هشتادمین اسکار به زودی!!!

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 19:38 توسط دانیال باقری |
show time: Lord of the Rings (part II)i

مقدمه2!
اول اينكه از همه ي دوستاي پر تعدادي كه نظر دادن ممنونم. اميدوارم نظراتون تو اين پستم ادامه پيدا كنه! 

از طرف دیگه شاید بهتر باشه با توجه به یه سری از سوالایی که بعضی دوستان پرسیدن در مورد خودم یه توضیح بدم. من هییییچ گونه تحصیل آکادمیک یا دوره ای تو زمینه ی سینما ندارم و دانشجوی سال سوم دندونپزشکی دانشگاه تهرانم. خلاصه اگه یه وقتی سوتی ای چیزی دادم به بزرگی خودتون ببخشین!
Casting
در مورد عوامل سازنده ي اين فيلم بايد بگم نه تنها جمع كردن چنين عواملي از نظر اقتصادي كار بسيار سختي بوده بلكه برنامه ريزي زمانيش هم طولاني و وحشتناك بوده! چون در واقع اين فيلم 3 تا فيلم بوده!
فيلمبرداري ارباب حلقه ها حدود 250 روز در جنكل هاي "نيوزيلند" (وطن پيتر جكسون) طول كشيد كه با تمرينات شمشير بازي و آمادگي جسماني قبلش طولاني تر هم مي شه!
البته در ساخت اين فيلم هم مثل تايتانيك (پرفروش ترين فيلم تاريخ سينما) از بازيگران توانا –و البته نه چندان مشهور براي باور پذير بودن بيشتر شخصيت ها- استفاده شد. "اليجا وود" در نقش "فرودو" از معدود بازيگراي جوون تحصيل كرده ي هاليووده. اون از بچگي تو نقش هاي مختلف جلوي دوربين سينما بزرگ شد اما قبل ارباب حلقه ها هرگز سوپر استار نبود. "يان مك كلن" در نقش "گاندلف" هم كسي بود كه در حاليكه شايد بازيگراي زيادي از فيلم در يه حد نقش داشتن توسط منتقداي اسكار ديده شد و كانديداي بهترين نقش مكمل سال 2001 شد. يه چيز جالبم در مورد "ويگو مورتسن" بگم كه تو صحنه اي از قسمت دوم فيلم كه فك مي كنه دو تا از هابيتهاي خرابكار فيلم (پيپين و اون يكي كه يادم نيس) مردن بايد به كلاه خودي با پاش لگد بزنه. "ويگو" موقع زدن اين ضربه چنان حس گرفته بود و محكم ضربه زد كه 2 تا از انگشتاي پاش شكستن و از اون درد براي فرياد بعديش استفاده كرد! "شون آستين" هم در نقش "سام وايز گنجي" تو اواخر قسمت اول كه بايد دنبال فرودو بي محابا مي رفت تو آب، پاش با يه چيزي داخل آب به طرز فجيعي زخمي مي شه و فيلمبرداري اون پلان چند روز عقب ميفته. "كريستوفر لي" هم كه "دراكولا"ي زمان بابا مامانامون بوده نقش سارومان رو داشته. شايد "ليو تايلر" تنها بازيگر ويتريني اين فيلم بوده كه كلاَ نقش خيلي طولاني اي نداشت. بازي "كيت بلانشت" هم با وجود كوتاه بودن جالب بود البته راوي اول فيلمم همين آدم بود.


فروش فيلم
به يكي از هيجان انگيزترين بخش هاي معرفي ارباب حلقه ها رسيديم! به جرأت مي تونم بگم اين فيلم تنها مجموعه فيلم پرفروش تاريخ سينماس كه هر قسمتش از قسمت قبل بيشتر فروش كرد.
اولين قسمت اين فيلم سال 2001 اكران شد و در كل دنيا 860 ميليون و 700هزار دلار فروخت تا پنجمين فيلم پرفروش تاريخ سينما در زمان خودش (و پونزدهمين پر فروش تاريخ در شرايط فعلي) باشه. اين فيلم تا جايي كه من مي دونم تنها فيلم تاريخ سينماي امريكاس كه 4 هفته پشت هم صدر نشين جدول فروش هفتگي سينماي امريكا شده.
اما دومين قسمت اين سري فيلم با فروش دقيقاَ 921.6 ميليون دلاريش چهارمين فيلم پرفروش تاريخ سينما (و هفتمين فيلم فعلي اين ليست) شد.
رقم باور نكردني در مورد سومين قسمت اين سري بود. اين فيلم دومين فيلم همه ي دوران هاست كه از مرز 1 ميليارد دلار گذشت! "بازگشت سلطان" دقيقاَ 1129219252دلار فروخت تا نه تنها در زمان خودش بلكه تا الآن بعد از گذشت 4 سال دومين پرفروش تاريخ باشه!
جالب اينجاست كه اين سه فيلم عملاَ سريال بودن و هر كدوم به تنهايي معني نداشتن! يعني اگه هر قسمتو از دست مي دادي نمي فهميدي چي به چيه! حالا نكته ش اينه كه بعضي سينماها در يك اقدام عجيب موقع اكران قسمت سوم قسمتهاي اول و دومم پخش مي كردن! يعني 10 ساعت مداوم تو سينما!!!

خوش باشین!

نیما محبوبی

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 15:29 توسط نیما محبوبی |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا